یک تعقیب و گریز پلیسی از نوع فرانسوی.اطلاعات بیشتر اینجا.
درست در همان لحظه ای که مصیبت ها از چپ و راست بر سرمان نازل می شود،از خود می پرسیم که “چرا من؟”.در پی آن شکوه و گلایه و شکایت می آید و وقتی به ضعف عمیق خود در مقابل حل مشکلات برخوریم به ضعف خود اقرار می کنیم و زندگی سابق را سر می گیریم.
نمایش سفر دو کودک برای یافتن پدر و مادر.
گروهی برای تهیه گزارش از شیوه عزاداری به روستایی میروند ولی پیرزنی که در بستر مرگ است نمیمیرد و گروه سرگردان میشود.
یک معلم دبستان شاگردی را تهدید میکند که اگر یک بار دیگر مشق اش را در دفترش ننویسد از مدرسه اخراجش کند. همانروز بغل-دستی این بچه دفتر دوستش را اشتباهی بر میدارد. وقتی به خانه میرسد متوجه قضیه میشود و جستجو برای یافتن خانه ی دوست را آغاز میکند...
بعد از بوی کافور عطر یاس، انتظارم خیلی بیشتر از این بود، به نظرم فیلم نامه و شخصیت پردازی مشکل داره و تم مذهبی ( که کمی سفارشی به نظر میاد) کار رو خراب میکنه. جرات نمیکنم یه بوس کوچولو رو ببینم.
فیلم بین ملودرام و سورئالیسم بلاتکلیفه، درسته که این فیلم اسکار گرفته ولی به جز موزیک سنگالی و تصاویری که از اسپانیا به نمایش در میاد، برای من جذابیت دیگه ای نداشت، به نظرم اتفاقات خیلی غیر واقعی بود.