Kes ساخته کن لوچ است و نمایش زندگی پسری است که به دور از تمامی زشتیهای اطراف با پرنده خود سرگرم است. این فیلم به خوبی نشان دهنده رشد و نمو عقده های درونی یک فرد را نشان میدهد.اطلاعات بیشتر اینجا.
زندگی یان کورتیس و گروه Joy Division . فیلم دوگانگی و ضعف یک انسان رو نشان میده که در انتها به نیستی ختم میشه. ولی الان که با خودم فکر میکنم یه سوال تو ذهنم به وجود میاد. چرا حسن شمائی زاده و شهبال شبپره باید اینهمه عمر بکنن ولی آدمایی مثل:
چهارصد ضربه فيلمي درباره ي يك كودكي لگدمال شده است درباره ي فضايي است، كه در آن نفس كشيدن يك كودك هم بايد با رعايت كامل ادب همراه باشد. تصويري از شهر غبار گرفته اي كه واژه هايي مانند كودكي شيطنت كودكانه، عاطفه و خانواده و تعهد را از لغت نامه ي ذهن آدم هايش پاك كرده اند و يا لاقل قرائتي كژفهمانه از اين واژه ها در ذهن آدمها وجود دارد. جهاني را كه تروفو پيش روي ما مي گشايد دو دسته تشكيل مي دهند بزرگترها و بچه ها و مرز بين آنها مشخص است و ملاك اين مرزبندي قوانين و چهارچوب هايي است كه بزرگتر به بچه ها تحميل مي كنند .
بالاخره بعد از مدتها انتظار تونستم این فیلم رو دانلود کنم و ببینم. تشنگی ساخته چان ووک پارک کارگردان خوش نام کره ای. قهرمان فیلم یک کشیش است که دراکولا می شه، این فیلم سراسر خشونت، شهوت و عشقه.
آلوين استريت (فارنزوورت) پيرمردي هفتاد و چند ساله است كه همراه با دختر كند ذهنش، رز(اسپك)زندگي مي كند. وي بعد از شنيدن خبر بيماري برادرش، تصميم مي گيرد بعد از ده سال به ديدن برادرش لايل برود.اما ديد چشم كافي براي رانندگي با ماشين ندارد و همچنين به خاطر يك جراحت در جنگ جهاني دوم به كمك عصا راه مي رود.او بالاخره تصميم مي گيرد با يك ماشين چمن زني سفر بين چند ايالت را آغاز كند. در انتها باید بگم فیلمی قابل درک از لینچ.
داستان فیلم روایت دختربچه ای به نام موشت است که با مادر مریض، پدر و برادرش زندگی میکند. او در یک شب شاهد قتلی میشود و مورد تجاوز قرار میگیرد. به نظر من این فیلم یک اثر بسیار زیبا از رابرت برسون هست.
داستانی در مورد پسری به نام بنی است که علاقه ی زیادی به تماشای فیلمهای خشن دارد. او فیلمهای خشن زیادی دیده است از جمله فیلمی خانگی از کشتن یک خوک. مدتی بعد بنی دختری را به روش کشتن خوک در فیلم میکشد و صحنه ی قتل را با دوربین خود ضبط می کند...
جک که در بنگاه فروش اتومبیل پدرزنش کار می کند از وضع مالیش به هیچ عنوان راضی نیست. او تصمیم می گیرد تا چند نفر را اجیر کند تا همسرش را بدزدند و خونبهای او را از پدر زنش بگیرد. او نقشه ای کامل کشیده است تا هیچ کس اسیب نبیند. یکی از دوستانش بیل و گایر، دو تبهکاری که رفتار و حرکاتشان عصبی و غیر عادی است را به او معرفی می کند. انها برای انجام نقشه مجبور به کشتن چند نفر می شوند. بتی مامور پلیس که حامله نیز هست پیگیر این سلسله حوادث است او حتی به شهر همسایه می رود تا تحقیقاتش را کامل کند. از طرفی پدرزن جک که به او مشکوک است خود سر قرار تحویل پول می رود و همه نقشه ها به هم می ریزد و ...
دکتر روث پروژه ای تحقیقاتی را هدایت می کند که هدف آن جمع اوری و هدایت مجموعه ای از انسان هاست که توانایی خارق العاده ای دارند. این انسان ها که به اسکنر معروف اند می توانند سیستم عصبی دیگران را تحت کنترل خود در آورند و دیگران را مجبور به انجام هر کاری بکنند. دکتر روث و کارفرمایش شرکت کانسک به وسیله ی اسکنری قدرتمند و خطرناک به نام دریل مورد تهدید قرار گرفته اند. تنها برگ برنده ی دکتر روث و امید پیروزی اش کمرون ویل است........ به هر حال باز هم اثری عجیب از کراننبرگ.